گریه های ذوالفقار

رادمردی مهربان با دست های پینه دار
در میان کوچه های شهر غربت رهسپار

کیسه های نان و خرما روی دوش خسته اش
کیست این مرد غریبه ، با لباسی وصله دار؟

کهکشان ها شاهد غم های بی اندازه اش
ماه می گرید برایش چون دل ابر بهار

نیمه شب ها لابه لای نخل ها گم می­شود
چاه می داند دلیل گریه های ذوالفقار

در کنار چاه هرشب ایستاده جبرئیل
تا تکاند از سر دوش علی گرد و غبار

چند سالی هست بعد ماجرای فاطمه
لرزشی افتاده بر آن شانه های استوار

قامت سرو بلندش در هلال افتاده است
زیر بار رنج های تلخ و سخت روزگار

جای رد ریسمان های زمخت فتنه ها
سال ها مانده است بر دست کریمش یادگار

وحید قاسمی

دیدار با تولیت آستان قدس رضوی

تعداد ۲۰۰ نفر از اساتید بسیجی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی استان خراسان رضوی روز اول تیرماه ۱۳۹۵ و در ایام شهادت شهید دکتر مصطفی چمران و روز ملی بسیج اساتید، با تولیت محترم آستان قدس رضوی جناب حجه الاسلام و المسلمین دکتر رئیسی، دیدار کردند.

در ابتدای این دیدار دکتر رضایی کرمانی مسؤول سازمان بسیج اساتید استان خراسان رضوی، به نمایندگی از اساتید بسیجی به بیان دیدگاه‌ها، پیشنهادات و نظرات پرداخت و سپس برخی از مسؤولین دانشگاهها نقطه نظراتی ایراد کردند.

آنگاه تولیت محترم آستان قدس رضوی مطالبی خطاب به جمع حاضر ارائه نمود که قسمتهایی از آن به این شرح است: علم، اندیشه، معنویت و سبک زندگی اسلامی چهار رکن و پایه ایجاد تمدن اسلامی هستند و ما ایجاد این تمدن اسلامی را دور از تصور نمی بینیم.

با به بن بست رسیدن تفکر سلفیت و داعش، دنیا امروز متوجه اسلام ناب شده است؛ همان اسلامی که مبتنی بر عقلانیت بوده و بدون شک تنها راه نجات بشریت است.

این شهر به دلیل برخورداری از حوزه علمیه کهن و دانشگاه‌های برجسته و وجود مضجع شریف عالم آل محمد، شایسته‌ترین جایگاه برای گفت‌وگو میان ادیان مختلف است.

مشهد شایسته مرجعیت علمی کشور است و یکی از سوغات این شهر می‌تواند دانش روشنگر و هدایتگری باشد که از حوزه علمیه کهن و دانشگاه فرهیخته و انقلابی آن ریشه می‌گیرد.

اساتید بسیجی و فرهیختگان دانشگاه نقش بی‌بدیلی در ایجاد انگیزه تحول خواهی، روحیه معنویت و تلاش جهادی در میان جوانان دارند و این دانشگاه فرهیخته است که با تربیت صحیح نسل آینده می‌تواند فردایی روشن برای کشور و انقلاب اسلامی رقم بزند.

جامعه موفق، توسط فرهیختگان متعهد آن ساخته می‌شود. اکنون ما در دهه چهارم انقلاب اسلامی، یعنی دهه پیشرفت هستیم و این پیشرفت جز با تلاش دانشگاهیان متعهد، خودباوری جوانان متدین و کار شبانه روزی محقق نمی‌شود.

دانشگاه‌های مشهد مقدس به خاطر همجواری با بارگاه ملکوتی عالم آل محمد(ع) مسئولیتی مضاعف و وظیفه‌ای خطیر بر دوش دارند و در تربیت و تقدیم جوانان ارادتمند به ساحت کبریایی ائمه معصومین علیهم السلام باید کوششی مجاهدانه داشته باشند.

تربیت نیروی متدین، کادرسازی و پرورش افراد متخصصی که بتوانند راهگشای کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی باشند، بزرگترین وظیفه دانشگاه‌ها و مراکز علمی است.

این کادرسازی و تربیت نیروهای متدین و متخصص همان هدفی است که آیت الله واعظ طبسی در تاسیس دانشگاه علوم اسلامی رضوی و دانشگاه امام رضا (ع) به دنبال آن بودند و هدف و فلسفه تشکیل دانشگاه امام صادق (ع) توسط آیت الله مهدوی کنی نیز همین بوده است.

اساتید، پزشکان، مهندسان، مبلغان دینی و متخصصان حوزه‌های مختلف که دل در گرو خدمت به آستان قدس رضوی دارند، می‌توانند با خدمت به مردم تحت لوای پرچم مطهر امام رضا (ع) به توسعه این جریان فرهنگی کمک کنند.

آستان قدس رضوی به دنبال کمک‌های خدمتی به محرومان و مستضعفان است؛ کمک‌هایی چون ارائه خدمات پزشکی و مهندسی که توسط خادمان متخصص این بارگاه می‌تواند ارائه شود.

منشور هفتگانه مقام معظم رهبری باید دغدغه دانشگاه‌ها و فرهیختگان مشهد نیز قرار گیرد. دانشگاه‌ها باید به کمک این آستان ملکوتی بشتابند و با ارائه ایده‌ها، پیشنهادات و نظرات سازنده خود به تحقق این منشور کمک کنند.

در پایان این مراسم ، اساتید بسیجی و فرهیختگان دانشگاه‌های خراسان رضوی به همراه حجت الاسلام و المسلمین رئیسی؛ تولیت محترم آستان قدس رضوی، با حضور در صحن هدایت حرم مطهر رضوی بر سر سفره اکرام رضوی نشستند و همراه با میهمانان ثامن الحجج علی بن موسی الرضا علیه السلام روزه خود را افطار کردند.

 

1 (23)131113950713920248

هادی دین

نو گلی بشکفت، از شاخ نبوت، در چمن

شرمسار از قامتش سرو است و از رویش سمن

از عنایات خدا، در نیمه ماه صیام

شهر یثرب، روشنایی یافت از نور حسن «ع»

صدمه‌ها خورد و تحمل کرد آن هادی دین

از عدو، در روز و شب، می‌بود در رنج و محن

در ره ترویج دین، از جان و دل، کوشش نمود

در ره حق درگذشت آخر، ز جان خویشتن

آل سفیان، از ستم قلبش پر از خون ساختند

بردباری، مثل او، نادیده این دهر کهن

جور بی‌حد بین، که بعد از قتل او، از دست خصم

تیر باران شد تن رنجور و پاکش، در کفن

روز عید است و مصیبت گفتنم جایز نبود

در چنین روز، از مصیبت به، که کم گویم سخن

دیدار اساتید دانشگاهها با رهبر معظم انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر روز شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۵ با جمعی از اساتید، نخبگان علمی و پژوهشگران دانشگاه‌ها، پارک‌های علم و فناوری و مراکز علمی و تحقیقاتی، دیدار کردند. برخی از مطالب مطرح شده در این دیدار به استحضار دوستان عزیز می رسد:

«افزایش سرعت رشد علمی در دانشگاه‌ها و مراکز علمی»، «ایجاد و تقویت احساس هویت افتخارآمیز ایرانی-اسلامی در جوانان»، «انقلابی بودن دانشگاه‌ها و دانشجویان» و «نقش‌آفرینی واقعی فرماندهان و افسران جنگ نرم»، از جمله الزامات تبدیل شدنِ نظام اسلامی به یک قدرت علمی مطرح و الگوی مردم‌سالاری همراه با اسلام و معنویت، در دنیا است.

ترسیم چشم‌انداز آینده از آن جهت مهم است که اداره‌ی کشور در سال‌های آینده بر عهده‌ی دانشجویانی است که اکنون در دانشگاه‌ها مشغول تحصیل و تلاش علمی هستند.

زنجیره‌ی علم و معرفت از آموزش‌وپرورش تا دانشگاه، وظیفه‌ی اصلی برای تحقق آینده‌ی مطلوب کشور را بر عهده دارند.

اگر آینده‌ی مطلوب مورد نظر، ایرانی مقتدر، عزتمند، مستقل، متدین، ثروتمند و برخوردار از عدالت، و دارای حکومتی مردمی، پاک، جهادگر، دلسوز و پرهیزگار باشد، ضروری است دانشگاه‌ها آراسته به این شاخص‌ها باشند و نسل جوان را معتقد و مؤمن به این عناصر تربیت کنند.

اگر در دانشگاه‌ها به این شاخص‌ها اهمیت داده نشود، در آینده، ایرانی وابسته، از لحاظ فرهنگی رها شده، مبتلا به گسست‌های اجتماعی و قومی و مذهبی و سیاسی، و دارای حاکمیت اشرافی را شاهد خواهیم بود.

نتیجه‌ی چنین آینده‌ای، کشوری خواهد بود با قله‌های ثروت در کنار دره‌های بدبختی و نابسامانی و محرومیت که نمونه‌ی بارز آن جامعه‌ی آمریکا یا وال‌استریت آمریکایی است.

در چنین آینده‌ای، همه‌ی اقشار جامعه از رفاه برخوردار نخواهند بود و کشور، درواقع «وال‌استریت ایرانی» خواهد بود.

به همین دلیل است که من همواره تأکید بسیار زیادی بر موضوع دانشگاه‌ها، اساتید و وزرای علوم دارم زیرا رسیدن به آینده‌ی مطلوب ایران، نیازمند تربیت انسان‌هایی عالِم، صبور، مجاهد فی سبیل الله، کاربلد و شجاع است که این افراد عمدتاً در دانشگاه‌ها پرورش می‌یابند.

«پیشرفت علمی»، «انضباط اخلاقی»، «خویشتنداری دینی»، «بصیرت سیاسی» و «ایجاد احساس هویت و افتخار» در محیط دانشگاه‌ها، از الزامات این کار مهم است.

من چندی پیش نیز درخصوص کاهش سرعت رشد علمی تذکر دادم زیرا سرعت کم شده است و برای جبران فاصله‌ی عقب‌ماندگی علمی چاره‌ای جز افزایش سرعت رشد علمی وجود ندارد.

اگر در غرب سرعت رشد علمی کاهش پیدا کرده به این دلیل است که آنها از بیشتر ظرفیت‌های خود استفاده کرده‌اند اما ما باید عقب‌ماندگی شصت یا هفتاد ساله‌ی خود را که به‌وسیله‌ی حکومت‌های خائن و غافل به‌وجود آمده، جبران کنیم تا بتوانیم در این مسابقه‌ی جهانی خود را به سطوح بالا و قله‌ها برسانیم.

استادان با بیان پیشرفت‌های کشور در عرصه‌های هوا فضا، نانو، هسته‌ای، زیست‌فناوری و پزشکی، می‌توانند احساس هویت را در دانشجویان به‌وجود آورند.

دانشجویان باید همواره به ایرانی بودن و مسلمان بودن و انقلابی بودن خود افتخار کنند.

اگرچه ما در زمینه‌ی پیشرفت‌های علمی عقب‌ماندگی تاریخی داریم اما با تلاش و انرژی جوانان با استعداد کشور می‌توانیم این عقب‌ماندگی‌ها را جبران کنیم.

گزارش‌های برخی پایگاه‌های استنادی و مجلات معتبر دنیا در باره پیشرفت‌های علمی ایران با عباراتی همچون «پیشرفت‌های ایران خیره‌کننده است»، «ایران قدرت نوظهور علمی است»، «ایران به‌دنبال تبدیل اقتصاد منبع‌محور به اقتصاد دانش‌محور است» و «پیشرفت‌های ایران در سلول‌های بنیادی، علوم هسته‌ای، هوا فضا، تبادل انرژی و فناوری اطلاعات» اشاره شده است که باید این واقعیت‌ها به نسل جوان منتقل شود تا آنان ضمن احساس هویت، به ایرانی بودن خود نیز افتخار کنند.

نظام اسلامی ایران تنها حکومتی است که مردم‌سالاری را همراه با اسلام و معنویت ارائه کرده است.

مردم‌سالاری غرب، در واقع حزب‌سالاری است و احزاب در غرب بیشتر از آنکه یک شبکه‌ی گسترش‌یافته در میان مردم باشند، باشگاه‌های سیاسی متشکل از برخی سیاستمداران و سرمایه‌داران هستند.

اگر این واقعیت‌های افتخارآمیز به جوان دانشجو گفته شود، او دیگر دچار حس واگرایی نخواهد شد و اگر هم برای ادامه‌ی تحصیل به خارج از کشور برود، قطعاً بازخواهدگشت زیرا احساس هویت و افتخار می‌کند.

مسئولان دانشگاه‌ها باید در مقابل هر اقدام و موضوعی همچون اردوهای مختلط که هویت اسلامی دانشگاه‌ها را خدشه‌دار می‌کند، حساس باشند و با آن برخورد کنند.

من همواره بر کار سیاسی در دانشگاه‌ها تأکید داشته‌ام و حتی سال‌ها پیش گفتم «خدا لعنت کند کسانی را که بساط فکر و کار سیاسی را در دانشگاه‌ها جمع کردند».

مسئولان آن زمان، از این عبارت بسیار ناراحت شدند ولی عقیده‌ی آنها جلوگیری از کار سیاسی در دانشگاه‌ها بود، اگرچه این روزها ریاکارانه حرف‌های متفاوتی درباره‌ی دانشگاه‌ها می‌زنند.

وجود این فضا برای دوران پرانرژی دانشجویی اشکالی ندارد اما اشکال آنجا است که از این محیط برای مخالفت با انقلاب و ارزش‌های انقلابی بهره‌برداری شود.

وجود گرایش‌های مختلف سیاسی در دانشگاه‌ها مانعی ندارد اما مسئولان دانشگاه‌ها اعم از مدیران ارشد وزارتخانه و رؤسا و اساتید باید همواره مدافع و هدایت‌کننده‌ی فضای چالشی دانشگاه‌ها به سوی مبانی و اهداف  انقلاب اسلامی باشند و به‌هیچ‌وجه نباید از گرایش‌های مخالف انقلاب حمایت شود.

دانشگاه و دانشجو باید همواره انقلابی باشند.

مسئولان آموزش عالی باید بسیار مراقب باشند تا دانشگاه تبدیل به جایگاهی برای واگرایی از مفاهیم و ارزش‌های انقلاب نشود.

وجود فضای انقلابی‌گری و تدین و یاد و نام امام (رحمه‌الله) از الزامات حتمی در دانشگاه‌ها است.

البته نباید در دانشگاه‌ها فضای اجبار و زور و امنیتی به‌وجود آید بلکه باید فضای انقلابی و تدین را با کار طبیبانه و خردمندانه به‌وجود آورد.

«حفظ روحیه‌ی امیدواری و نشاط در محیط‌های علمی و تحقیقاتی»، «اهمیت دادن به علوم پایه»، «هدایت مقالات علمی به سمت نیازهای کشور»، «لزوم تبیین نقشه‌ی جامع علمی برای دانشگاهیان و تبدیل آن به برنامه» و «تأکید بر علوم انسانی اسلامی» از توصیه‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به مسئولان بود.

دیپلماسی و ارتباطات علمی مهم است و با آن موافق هستیم اما باید هوشیار باشیم که فریب نخوریم و بستر ارتباطات علمی به دریچه‌ای برای نفوذ امنیتی تبدیل نشود، زیرا دشمن از هر وسیله‌ای از جمله ارتباطات علمی برای نفوذ استفاده می‌کند و این در گذشته اتفاق افتاده است و اکنون نیز در مواردی دیده می‌شود.

برخی می‌گویند با تأکید‌های مکرر بر عزت ملی، چگونه می‌خواهید نیازها و مشکلات فعلی جامعه را برطرف کنید که در پاسخ باید گفت: تنها راه علاج، اجرای واقعی و صحیح سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است.

البته کار فرهنگی به‌معنای برگزاری کنسرت و یا حرکات موزون در دانشگاه‌ها نیست، بلکه مسئولان باید میدان را برای دانشجویان و اساتید ارزشی باز و ذهن‌ها را با فرهنگ اسلامی و انقلابی آشنا کنند.

وظیفه‌ی شما نیز نقش‌آفرینی واقعی و جدی است زیرا شدت جنگ نرم دشمن نسبت به  سال‌های گذشته چند برابر شده است.

کسی که به هر بهانه‌ای مانند انتخابات و امثال آن، نظام را به چالش می‌کشد، نامطمئن است و صلاحیت حضور در دانشگاه‌ها را ندارد، همان‌گونه که هیچ کشوری اجازه‌ی به چالش کشیدن نظام حاکم بر آن را نمی‌دهد.

????? ???? ?? ?????? ??????????

????? ???? ?? ?????? ??????????

 

 

 

مدیریت جهادی

به این می­ اندیشم که استاد اسوه بسیجی، شهید دکتر مصطفی چمران، به زندگی چه نوع نگاهی داشته است که توانسته پارادوکس­ های مختلف زندگی­ اش را مدیریت کند او می‌توانست در آمریکا زندگی خوبی داشته باشد چون یک دانشمند نمونه و کم‌نظیر بود اما مدت‌ها با خانواده خود در کاروان‌ها زندگی می‌کرد، او چون قصد داشت در زمینه کارهای جهادی فعالیت کند، مدیریت جهادی را برای زندگی خود انتخاب کرد، مدیریتی که همراه با پیشبرد امور مادی، به تربیت فردی و تعالی روحی و اعتلای انسان‌ها توجه ویژه دارد و به همین خاطر است که این شهید بزرگوار، از یتیمان لبنان که آسیب دیده تهاجم و تجاوز دشمن صهیونیستی هستند، هسته اولیه مقاومت اسلامی را در منطقه و جوانان سلحشور و دلاور حزب الله را پایه گذاری می­ کند.

پایه های اصلی حرکت و مدیریت جهادی، نیت خالص، ارتباط کامل با خدا و خشوع در برابر پروردگار است و اگر این روحیه به وجود آمد خداوند در همه میدان ها اعم از مدیریت کشور و مدیریت علمی، سیاسی، اجتماعی و تعاملات جهانی کمک خواهد کرد و راه ها را بر روی بندگان خود خواهد گشود.

مدیریت جهادی شهید چمران علاوه بر اعتقادات دینی براساس علم استوار بود و علم او با خلوص و تقوایش هماهنگ بود او در زمان جنگ، ستاد جنگ‌های نامنظم را تشکیل داد و هر فرمانی که می‌داد نخستین کسی که اجرا می‌کرد خودش بود و همین امر سبب کسب توفیقات فراوان در تمامی عرصه ها بود.

این گونه نگریستن به جهان و برنامه ریزی و عمل کردن، آن چنان مرگی را هم به دنبال خواهد داشت، مرگی که در توصیف آن رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران فرمودند: مثل چمران بمیرید. و این مرگ چمرانی هم گویا نوعی مرگ محسوب می گردد.

 

خدا که می بیند …

خاطره همسر شهید دکتر مصطفی چمران از اولین عید ازدواج:

اولین عید بعد از ازدواجمان که لبنانی ها رسم دارند و دور هم جمع می شوند‌، مصطفی در موسسه ماند!
نیامد خانه پدرم!

آن شب از او پرسیدم:
دوست دارم بدانم چرا نیامدی؟

مصطفی گفت:
الان عید است!
خیلی از بچه ها رفته اند پیش خانواده هاشان.
اینها که رفته اند،
وقتی برگردند،
برای این دویست سیصد نفری که در مدرسه ماندند، تعریف می کنند که چنین و چنان!

من باید بمانم با این بچه ها ناهار بخورم،
سرگرم شان کنم،
که این ها چیزی برای تعریف کردن داشته باشند!

گفتم:
خب چرا مامان غذا فرستاد نخوردی؟
نان و پنیر و چای خوردی؟

گفت:
این غذای مدرسه نیست!

گفتم:
شما دیر آمدید.
بچه ها نمی دیدند شما چی خورده اید.

اشکش جاری شد و گفت:
خدا که می بیند…

کتاب نیمه پنهان ماه

جلسه شورای مرکزی کانون ۱۹ خرداد ۱۳۹۵

جلسه شورای مرکزی کانون بسیج اساتید دانشگاه جامع علمی کاربردی استان خراسان رضوی، ساعت ۶ صبح روز چهارشنبه ۱۹ خرداد ماه ۱۳۹۵ در محل اتاق جلسات دانشگاه جامع علمی کاربردی استان، با حضور اعضای شورای مرکزی و با تلاوت آیات نورانی قرآن کریم و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد «ص» برگزار شد.

در ابتدای این جلسه آقای آذرباد ضمن خیرمقدم به حاضران و تبریک حلول ماه مبارک رمضان، در خصوص برنامه های سال ۱۳۹۵ و چگونگی اجرای آنها مطالبی را به سمع حاضران در جلسه رساندند.

در ادامه موضوع آسیب شناسی عدم اجرای برخی از برنامه­های سال ۱۳۹۴ انجام شد که علت اصلی آن عدم ارتباط مستقیم با ریاست دانشگاه مطرح گردید.

آقای دکتر رشیدی مدیر پژوهشی کانون هم در باره جلسات پژوهشی سازمان بسیج اساتید و فعالیت های انجام شده توضیحاتی ارائه نموده و گفتند برای انجام کارهای پژوهشی با استانداری در حال رایزنی هستیم.

در ادامه جلسه موضوع فعال شدن دفتر ارتباط با صنعت دانشگاه با استفاده از پتانسیل های موجود در بسیج اساتید مورد تأکید قرار گرفت و مقرر شد در اولین فرصت، جلسه ای با ریاست محترم دانشگاه در این خصوص برگزار گردد. همچنین یکی از اعضای محترم شورا متذکر شدند که از مسئله فرهنگ نیز نباید غافل باشیم و تذکر مقام معظم رهبری در این زمینه را باید جدی بگیریم.

ادامه جلسه آقای دکتر رشیدی در باره موضوع لبنیات و چگونگی استفاده مناسب و صحیح آن توضیحاتی به جمع حاضر ارائه نموده و آقای گرمه ای مدیر بررسی و تحلیل کانون نیز در باره مسائل سیاسی روز و نگاهی به سخنان یک ماهه اخیر مقام معظم رهبری در خصوص اقتصاد، فرهنگ و سیاست و تشکیل قرارگاه ویژه هر کدام و بهره گیری از الگوی دفاع مقدس برای پیشبرد این سه مقوله در جامعه، توضیحاتی ارائه نمودند.

این جلسه در ساعت ۷ و ۳۵ دقیقه با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد «ص» به پایان رسید.

تبریک کسب عنوان مدرس نمونه

همکار محترم جناب آقای دکتر رشیدی

عضو محترم شورای مرکزی و مدیر پژوهشی کانون بسیج اساتید دانشگاه جامع علمی کاربردی استان خراسان رضوی

با مسرت فراوان کسب عنوان مدرس نمونه هیأت علمی در بین مراکز تحقیقات، آموزش کشاورزی و منابع طبیعی وزارت جهاد کشاورزی را صمیمانه خدمت شما استاد گرانقدر بسیجی تبریک عرض می کنیم و از درگاه خداوند بزرگ، توفیق روزافزون جنابعالی را در تمامی مراحل زندگی، آرزومندیم.


photo_2016-06-08_14-38-46

جلسه شورای مرکزی کانون ۱۲ خرداد ۱۳۹۵

جلسه شورای مرکزی کانون بسیج اساتید دانشگاه جامع علمی کاربردی استان خراسان رضوی، ساعت ۶ صبح روز چهارشنبه ۱۲ خرداد ماه ۱۳۹۵ در محل اتاق جلسات دانشگاه جامع علمی کاربردی استان، با حضور اعضای شورای مرکزی و با تلاوت آیات نورانی قرآن کریم و ذکر صلوات بر محمد و آل محمد «ص» برگزار شد.

در ابتدای این جلسه آقای آذرباد ضمن خیرمقدم به حاضران و تبریک ایام و اعیاد ماه مبارک شعبان المعظم، در باره نامه های رسیده از سازمان بسیج اساتید در باره تکمیل گزارش سالانه کانون و وضعیت جذب و تکمیل شدن مسؤولان محترم دفاتر بسیج اساتید مراکز آموزشی استان، مطالبی را به سمع حاضران در جلسه رساندند.

در ادامه جلسه با توجه به روز ۳۱ خرداد ماه و شهادت استاد بسیجی شهید دکتر مصطفی چمران که روز بسیج اساتید نامگذاری شده است، مقرر شد جلسه سازمانی و تشکیلاتی شورای مرکزی کانون با مسؤولان دفاتر برگزار گردد. همچنین مطالبی در باره نقش بسیج اساتید در موضوع اقتصاد مقاومتی و جهاد کبیر و بحث نفوذ دشمن مطرح گردید که مقرر شد در این زمینه بیشتر بحث و بررسی انجام پذیرد.

این جلسه در ساعت ۷ و ۴۰ دقیقه با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد «ص» به پایان رسید.

در سوگ خورشید

دست‌ها بالا می‌رود؛ بالاتر از تمام اندیشه‌های انسانى. گویی افق را می‌کاود تا سپیده روشن امید را از فراسوی تاریک یأس در پهنه آسمان دل بگسترد. هنوز «خورشید» باقی است، در حاشیه آسمان، کناره گرفته؛ چون کشتی نجات به ساحل افق لنگر انداخته. هنوز وقت آن نیست که از حرکت باز ایستد و رها کند سرزمین‌های امیدوار را.

دست‌ها بالا می‌رود، لب‌ها لرزان، چشم‌ها گریان، دل‌ها سرگشته و حیران، چنگ بر دامان «امّن یجیب» می‌زنند تا شاید خدا رحمش بیاید و باران را از کویر دل‌های عطشناک نگیرد.

آن سوتر، دستی نیمه جان به آسمان بالا می‌رود؛ صدایی ضعیف و لرزان، سکوت آسمان را می‌درد. خورشید زرد و نیمه جان، رنگ پریده، از قاب دل‌تنگى،‌ دلش خیره بر افق، قلبش با هر تپش، بی‌قرارتر؛ انگار دیگر، طاقت ماندن ندارد. عمری باغبان جوانه‌های یک دشت امید و آرزو بود و اکنون دل‌تنگ باغبان خویش، سرود رفتن زمزمه می‌کند تا داغ دلتنگی بر دل تک تک جوانه‌های آمده و نیامده دشت بگذارد.

دست‌ها بالا می‌رود؛ پایین می‌آید. پلک‌ها باز و بسته می‌شود. لب‌ها از هم می‌گریزد و به هم می‌رسد. نفس در سینه نمی‌ماند، بالا نمی‌آید و صدا انگار صدای شکستن بغضی در سینه است. آسمان تاریک، خاک تاریک، آب تاریک، خورشید رفته است مگر از این عالم؟

گوش کن! هیچ صدایی تو را به سوگ خورشید دعوت نمی‌کند، بل انگار خورشید در رگ‌هایت جاری است و تو اکنون خونت را، جانت را از دست داده‌اى؛ قلبت با قلبش گره خورده و حالا یک سوی این اتصال، دیگر نیست. راستى، خورشید را مگر خاک تاب پذیرش دارد؟

گریه می‌کنى، ولی سیلاب اشک خیال بند آمدن ندارد، ضجّه می‌زنی و آتش دلت شعله‌ورتر می‌شود. بر سر و سینه می‌زنی و شیشه حباب دل‌تنگی‌ات، ضخیم‌تر از آن است که ترک بردارد و بشکند. این حال تو خواهد بود تا ابد، تا روزی که دوباره بویش را استشمام کنی و تلألؤ وجودش گرمابخش دل سرد و مأیوست باشد.